<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress.com" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>dinal &amp;laquo; WordPress.com Tag Feed</title>
	<link>http://wordpress.com/tag/dinal/</link>
	<description>Feed of posts on WordPress.com tagged "dinal"</description>
	<pubDate>Tue, 14 Oct 2008 00:05:37 +0000</pubDate>

	<generator>http://wordpress.com/tags/</generator>
	<language>en</language>

<item>
<title><![CDATA[به ناگاه تمام می شویم]]></title>
<link>http://mrkhalili.wordpress.com/2007/11/17/%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%88%db%8c%d9%85/</link>
<pubDate>Sat, 17 Nov 2007 15:57:25 +0000</pubDate>
<dc:creator>mrkhalili</dc:creator>
<guid>http://mrkhalili.pl.wordpress.com/2007/11/17/tamam/</guid>
<description><![CDATA[


من مسافر اتوبوسی هستم که نمی دانم مسیرش کجاست با خودم ]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://mrkhalili.files.wordpress.com/2007/11/tamam.jpg"></p>
<p align="center" style="text-align:center;"><img border="0" width="244" src="http://mrkhalili.files.wordpress.com/2007/11/tamam-thumb.jpg" alt="tamam" height="184" style="border:0;" /><img border="0" width="244" src="http://mrkhalili.files.wordpress.com/2007/11/tamam-thumb.jpg" alt="tamam" height="184" style="border:0;" /></p>
<p></a></p>
<p align="justify">من مسافر اتوبوسی هستم که نمی دانم مسیرش کجاست با خودم فکر می کنم که آیا به مقصد میرسد یا در بین راه چپ می کند و اگر در بین راه چپ کرد آیا من تمام نخواهم شد تا سوار اوتوبوسی دیگر شوم و آیا آن اتوبوس در بین را چپ می کند و ...</p>
<p align="justify">شاید هر روز و هر لحظه تمام شویم .شاید با تمام شدن هر کسی تمام شویم. و خیلی موارد دیگر که آدم را تمام می کند. کلا موجودات تمام شدنی ای هستیم. خیلی وقتها با گریه تمام می شویم خیلی وقتها با داد و بیداد و خیلی وقتها با تصادفی، اتفاق خاصی و چیزی...</p>
<p align="justify">قابل اعتماد نیستیم دست خودمان هم نیست که بخواهیم اینطور باشیم. اطرافمان را پر کرده ایم از مزخرفاتی که امکان دارد هر لحظه تماممان کنند و دست به دست کسانی داده ایم که فکر می کنم خیلی وقتها کاری جز تمام کردنمان ندارند.</p>
<p align="justify">یک روزی من می خواستم با یکی از دوستانم کار مهمی انجام بدهم دنبالش رفتم همه چیز را هماهنگ کردم و مقدمات زیادی چیدم. موعد کار رسید قرار گذاشتیم و ییشش رفتم اما او نبود.او تمام شده بود. بدون این که خودش بخواهد. همین مزخرفی که خودش دنبالش بود تمامش کرده بود.</p>
<p align="justify">تلاش زیادی می کنیمن برای این تمام نشدن برنامه ریزی می کنیم جان می کنیم بزرگ و کوچکمان همه و همه. بیرحمانه تلاش می کنیم اما با اینحال تمام می شویم.</p>
<p align="justify">در عشق شکست می خوریم در مسائل اقتصادی شکست می خوریم و خیلی اتفاقات دیگر و یک باره تمام می شویم مثل یک توپ دستمال کاغذی بی ارزش. دوباره شروع می کنیم باز هم مثل یک دستمال کاغذی بی ارزش و باز تلاش می کنیم و هواسمان نیست که هر لحظه داریم به لحظه تمام شدن آخر نزدیک می شویم.و آخرین برگمان هم به سطل آشغال خواهد افتاد.</p>
<p><!--more--></p>
<p align="justify">هر چقدر بزرگتر شویم بی ارزش تر می شویم. هر جقدر پولدار تر و معروف تر و کلا هر چقدر بر تر شویم نزدیک تر به خط آخریم . باورم نمی شود که چرا انقدر جدی گرفته ایم این بازی را. با این همه مخلفات و مزخرفات بی معنی و تلاش های بی هدف و پوچ.</p>
<p align="justify">با انواع مذاهب و مسالک برای روز آخر خودمان برنامه ریزی می کنیم. برنامه ریزی های عجیب و غریبی که خیلی وقتها از نظر عقلی قابل تحلیل نیستند و کلا خنده بازاریست. غافل از این که فرصتی نمانده و هر لحظه به تمام شدن تزدیک تر می شویم.</p>
<p align="justify">گمان می کنیم که در این تمام شدن آخر هم مثل قبلی هاست اما خبر نداریم که در بی خبر ترین و پرنشدنی ترین تمام شدن زندگی قرار داریم. اساسا آنهایی از ما که زیاد به این مسئله فکر می کنند و عاقل ترند، در لاک خودشان می روند و به بی خیالی می گذرانند و بقیه هم با مزخرفاتی که به خوردشان داده شده در پی درست کردن جهان دیگر و این بازی ها بر می آیند.</p>
<p align="justify">من در عجبم واقعا در عجبم که چرا اینطور عمل می کنیم. نگاه می کنم به خیلی ها که غیر از خودم هستند و می مانم در این که چرا تا به حال تمام نشده اند و احمقانه به نظرم می اید این تلاشی که می کنند. و باور نمی کنم که کسی بدون کتا ب و موسیقی و ...بتواند برای تمام نشدن هدف داشته باشد.</p>
<p align="justify">...</p>
<p align="justify">حرفم را نتوانستم بیان کنم غرض اینکه زیاد جدی گرفته ایم و از دور خیلی خنده دار به نظر میرسیم من از آلان می خندم به روزی که تلنگ این دنیا در برود و همه باهم تمام شویم و مثل یک باد کنکی که چس چس (ملا لغتی ها ایراد نگیرند لطفا، ches ches منظوراست) می کند و به در و دیوار می خورد همه چیز تمام شود. و باور کنید اگر کتابهایم و موسیقی و اندکی دست آوردهای هنری بشر نبود سریع این بازی را خودم تمام می کردم و در گیر این تلاش های بیهوده و بی معنی نمی شدم.</p>
<p align="justify">حالا من اینجا نشسته ام مثل مسافر یک اتوبوس بی مقصد که معلوم نیست می رسد یا بین راه چپ می کند و معلوم نیست که اگر چپ کرد من در آن تمام خواهم شد یا سوار اتوبوسی می شوم و به راهم ادامه می دهم و آیا آن اتوبوس چپ می کند و ...</p>
<p align="justify">&#160;</p>
]]></content:encoded>
</item>
<item>
<title><![CDATA[Dinal - W strefie jarania i w strefie rymowania.]]></title>
<link>http://axunarts.bloggg.pl/2007/10/22/dinal-w-strefie-jarania-i-w-strefie-rymowania/</link>
<pubDate>Mon, 22 Oct 2007 18:21:11 +0000</pubDate>
<dc:creator>Mateusz "Axun" Kołodziej</dc:creator>
<guid>http://axunarts.pl.wordpress.com/2007/10/22/dinal-w-strefie-jarania-i-w-strefie-rymowania/</guid>
<description><![CDATA[Bezczelni raperzy i bezczelne teksty na bezczelnej płycie. Bezczelność w tym przypadku jest wyzna]]></description>
<content:encoded><![CDATA[<p align="justify"><img align="left" src="http://i348.photobucket.com/albums/q347/axunarts/recenzja.jpg" />Bezczelni raperzy i bezczelne teksty na bezczelnej płycie. Bezczelność w tym przypadku jest wyznacznikiem jakości. Nie znam się na tych wszystkich sprawach technicznych - a to, że podkład zagłusza mc, a to że stopa za cicho, a to, a tamto. Podobno coś takiego ma tu miejsce.</p>
<p><!--more--></p>
<p align="justify">Może na werscji cd zostało to wyciszone? W każdym razie płyta nie ma dla mnie widocznych/słyszalnych wad. Niepozwalające ma odejście od głośnika podkłądy, leniwe - niby na odwal się flow. Razem daje to “coś”, czego na innych materiałach można szukać do “usranej śmierci”.</p>
<p align="justify">“Mili ludzie”, “Zawiść wchuj”, “Spirala zła”, “Chryzantemy złociste” i “To jest ten” - moje top5 tej płyty. Z tym, że zaznaczam - to zmienia się co godzinę, czyli po kolejnym odsłuchu.</p>
<p align="center"><img width="200" src="http://sklep.smstep.pl/zdjecia/000005_m.jpg" /></p>
<p align="justify">Na koniec, żebym miał czyste sumienie. Na płycie nie podoba mi się jeden track (”Zostawiłem portfel…”), przez który niemogę się przebić. Ale czy to ważne skoro dostajemy od panów z Opola winyl (lub cd, w zależności co zakupimy) z pełnowartościowym materiałem? Pretendent do płyty roku 2006 w kategorii 'hip hop', polecam.</p>
<p><img src="http://i348.photobucket.com/albums/q347/axunarts/ocena5.jpg" /></p>
]]></content:encoded>
</item>

</channel>
</rss>
